غزل شمارهٔ 89

Toggle stanza 1
چون نصیب ما نشد وصل حبیب
1

چون نصیب ما نشد وصل حبیب

ما و درد بی نصیبی یا نصیب

2

درد دوری زان در از من پرس و بس

محنت غربت نداند جز غریب

3

گرچه از نزدیک خوب است آن دو رخ

دور بهتر باشد از چشم رقیب

4

کی توان سودای عاشق را علاج

ترک این ماخولیا کن ای طبیب

5

شحنه را گر درد دین بودی زدی

گردن واعظ به شمشیر خطیب

6

روی خود بنمایمت گفتی ز دور

کاش بودی این سعادت عن قریب

7

ناله جامی ز شوقت دور نیست

زانکه تو برگ گلی او عندلیب

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 89 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood