غزل شمارهٔ 184
Toggle stanza 1تا عشق توام زبون گرفته ست
11
تا عشق توام زبون گرفته ست
دل قاعده جنون گرفته ست
22
چون لاله مرا ز داغ عشقت
آتش به همه درون گرفته ست
33
گل را ز بنفشه نیست آن حسن
کز خط رخ تو کنون گرفته ست
44
از شحنه روزگار ما را
لعل تو خطی به خون گرفته ست
55
در دور لب تو ساقی بزم
دست از می لاله گون گرفته ست
66
زانسان که بود سکون الف را
در دل قد تو سکون گرفته ست
77
تا روی تو خط فزود جامی
از مهر و مهش فزون گرفته ست
Sources
Persian text source: Ganjoor

