غزل شمارهٔ 21

Toggle stanza 1
ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
1

ای کرده نهان شرم جمال تو پری را

روی تو خجل ساخته گلبرگ طری را

2

بی تو به چمن ریختم از دیده بسی خون

این است سبب سرخی بید طبری را

3

عالم همه در هم شد ازان روز که دادند

مشاطگی زلف تو باد سحری را

4

هرگه که خرامان شده ای برزده دامان

پا آمده در سنگ ز تو کبک دری را

5

از بس که ز تو شهر پر از دام بلا شد

امکان گذشتن نبود رهگذری را

6

حوری نه که روح القدسی کز پی روپوش

کرده ست به رخ پرده لباس بشری را

7

یکرنگی جامی چه شناسی چو ندیدی

بر چهره کاهیش سرشک جگری را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor