غزل شمارهٔ 21
Toggle stanza 1ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
11
ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
روی تو خجل ساخته گلبرگ طری را
22
بی تو به چمن ریختم از دیده بسی خون
این است سبب سرخی بید طبری را
33
عالم همه در هم شد ازان روز که دادند
مشاطگی زلف تو باد سحری را
44
هرگه که خرامان شده ای برزده دامان
پا آمده در سنگ ز تو کبک دری را
55
از بس که ز تو شهر پر از دام بلا شد
امکان گذشتن نبود رهگذری را
66
حوری نه که روح القدسی کز پی روپوش
کرده ست به رخ پرده لباس بشری را
77
یکرنگی جامی چه شناسی چو ندیدی
بر چهره کاهیش سرشک جگری را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

