Toggle stanza 1
مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
1

مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا

اگر جانم رود گو رو بقای جان او بادا

2

اگر فرمان دهد خطش به خونریز وفاداران

چو خامه جمله را سربر خط فرمان او بادا

3

چو شب بر آستانش سر نهم ذوق غلامی را

به گردن طوقم از دم سگ دربان او بادا

4

به دامانش نشاید کرد کار خون فشان چشمم

به جاروب مژه فراشی میدان او بادا

5

چو از باد خزان باغ و بهار از هم فروریزد

بهار باغ عمرم غنچه خندان او بادا

6

همی رفت از لطافت خوی فشان واندر دعا خلقی

که کشت ناامیدان خرم از باران او بادا

7

بجز وصف جمالش نگذرد بر خاطر جامی

تماشاگاه جان عاشقان دیوان او بادا

Sources

Persian text source: Ganjoor