غزل شمارهٔ 118
Poet: Jami
Toggle stanza 1دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است
دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است
قدسیان را شده از ناوک آهم سپر است
چون شوم خاک شود لاله ستان تربت من
زین همه داغ کزان لاله رخم بر جگر است
حلقه در گوش همه ساده رخان خواهد کرد
بر بنا گوش وی آن حلقه که از مشک تر است
ساخت دریا رهم از رهگذر دیده سرشک
در رهم گر خطری هست ازین رهگذر است
ای خدا مرحمتی کز همه بیشش بینم
که بدو آرزوی من ز همه بیشتر است
نرود تلخی هجران وی از کام دلم
گرچه از ذکر لب او دهنم پر شکر است
جامی از عشق مهی بی خبر افتاده ز خویش
گشته مشهور همه شهر کنون این خبر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
زلف مشکین ترا باد صبا جلوه گر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1982
در شب هجر که از روز قیامت بتر است
مردم دیده من غرقه به خون جگر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
سودن دست ز پا یک دو قدم پیشتر است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 472
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 66
ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 50
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
AttarDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 9
این نه قصر است همانا که بهشت دگر است
که گشاده به رخ اهل صفا هشت دراست
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 5 - قصیده اخری
Sources
Persian text source: Ganjoor

