غزل شمارهٔ 1982

Toggle stanza 1
باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
1

باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است

زلف مشکین ترا باد صبا جلوه گر است

2

گل دمد در چمن حسن تو از خندیدن

مگر اندر سر زلف تو نسیم سحر است

3

تا بزیر و زبر رخ گل و سنبل داری

سنبل و گل شده از روی تو زیر و زبر است

4

هر که دید آن خط تو غالیه دارند از اشک

خال مشکین تو خود غالیه دان دگر است

5

نگشاید مگر آن لحظه که لب بگشایی

جعد شکر که گره بر گره از نیشکر است

6

وصل تو هیچ فراموش ز دل می نشود

گوییا لطف ملک زاده خورشید فر است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor