غزل شمارهٔ 1982
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
زلف مشکین ترا باد صبا جلوه گر است
گل دمد در چمن حسن تو از خندیدن
مگر اندر سر زلف تو نسیم سحر است
تا بزیر و زبر رخ گل و سنبل داری
سنبل و گل شده از روی تو زیر و زبر است
هر که دید آن خط تو غالیه دارند از اشک
خال مشکین تو خود غالیه دان دگر است
نگشاید مگر آن لحظه که لب بگشایی
جعد شکر که گره بر گره از نیشکر است
وصل تو هیچ فراموش ز دل می نشود
گوییا لطف ملک زاده خورشید فر است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
سودن دست ز پا یک دو قدم پیشتر است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 472
این نه قصر است همانا که بهشت دگر است
که گشاده به رخ اهل صفا هشت دراست
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 5 - قصیده اخری
دودم از سینه که گرد آمده بالای سر است
قدسیان را شده از ناوک آهم سپر است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 118
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 66
ناله ام پرورش آموز نهال اثر است
ور به دارت بنمایم که سراپا ثمر است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 50
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
AttarDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 9
در شب هجر که از روز قیامت بتر است
مردم دیده من غرقه به خون جگر است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
Sources
Persian text source: Ganjoor

