Toggle stanza 1
چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم
1

چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم

وطن چه چیز بود زیستن نمی خواهم

2

حجاب جان من آمد بدن ز صحبت او

مرا بس است همین جان بدن نمی خواهم

3

ز خواهش دل خود دادمش خبر گفتا

چه سود خواستن تو چو من نمی خواهم

4

نماند در سر من جز هوای آن سر کوی

طواف گلشن و گشت چمن نمی خواهم

5

چنان برآن تن نازک همی برم غیرت

که دیدنش به ته پیرهن نمی خواهم

6

ز بس بود کف پایش لطیف گاه خرام

رسیدنش به گل و نسترن نمی خواهم

7

ببند لب ز غزل جامیا که سر غمش

ترانه گشته به هر انجمن نمی خواهم

Sources

Persian text source: Ganjoor