غزل شمارهٔ 867
Poet: Jami
Toggle stanza 1شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه
سر نیاز من و آستان میخانه
صدای ذکر ریایی نمی دهد ذوقی
خوشا نوای نی و نعره های مستانه
ز شیخ شهر چه می پرسی و محاسن او
که شرح آن نتواند به صد زبان شانه
کجاست ساقی پیمان شکن که بفروشیم
متاع توبه و تقوا به یک دو پیمانه
ز عشق گوی که افسانه ای ازین خوشتر
نگفته اند درین گنبد پر افسانه
بسوز بال و پر سعی تا بیاسیایی
به پای شمع دل افروز خود چو پروانه
ز تن پرست مجو سر اهل دل جامی
که نیست هر صدفی جای در یکدانه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا ز حال تو با حال خویش پروا، نه
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 427
چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
به من نگر تو بدان چشمهای مستانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2412
خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه
کجا شدی که شدم بی رخ تو دیوانه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 437
Sources
Persian text source: Ganjoor

