غزل شمارهٔ 167
Poet: Jami
Toggle stanza 1هیچ شب تیر غمت بر دل شیدا نرسد
11
هیچ شب تیر غمت بر دل شیدا نرسد
که فغانم به مه آهم به ثریا نرسد
22
آن که وصل تو ز امروز به فردا انداخت
دارم امید کز امروز به فردا نرسد
33
سنگ بر سینه زنان می رود و ناله کنان
سیل ازان بیم که ناگاه به دریا نرسد
44
از دم پیر طلب چاشنی عشق که بحر
رشح او بی مدد ابر به صحرا نرسد
55
محنت بادیه کش گر هوس کعبه کنی
کس بدین عیش مهنا به تمنا نرسد
66
همت خویش قوی دار که مرغ دل تو
جز بدین بال به سرمنزل عنقا نرسد
77
نفخ روح القدس از هر متنفس مطلب
نزل این فیض جز از خوان مسیحا نرسد
88
هر چه در وقت رسد باش به آن خوش جامی
کانچه در پرده غیب است رسد یا نرسد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

