غزل شمارهٔ 253
Poet: Jami
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: ارنبودیهرگز
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
11
با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
جز جفاجوی و ستمکار نبودی هرگز
22
با همه خلق جهان در صدد مرحمتی
جز به ما بر سر آزار نبودی هرگز
33
چه دهم شرح تو را داغ گرفتاری هجر
چون بدین داغ گرفتار نبودی هرگز
44
حال جان کندن تنهایی من کی دانی
چون تو یک لحظه درین کار نبودی هرگز
55
ما چو خاریم و تو گل وه که ز بس شوکت حسن
داده دامن به کف خار نبودی هرگز
66
منکر معتقد خود شده ای در همه عمر
اینچنین برسر انکار نبودی هرگز
77
پرده چشم تو هم بود تو آمد جامی
بگذر از بود خود انگار نبودی هرگز
Sources
Persian text source: Ganjoor

