غزل شمارهٔ 331
Poet: Jami
Toggle stanza 1شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم
شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم
طوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنم
مهر و مه تابد ز روزن ور تو مهمانم شوی
بر فلک تابد فروغ مهر و ماه از روزنم
در تن از پیوند دل هر جا فتاده آتشیست
جای آن دارد اگر دل را ازین تن برکنم
همچو سایه با من از هستی من چیزی نماند
قد نما چون سرو تا خود را به پایت افکنم
بس که زخم تیرباران غمت بر من رسید
چشمه سار محنت و درد است ازین باران تنم
سایه اندازم ز کویت خیمه سان بر باغ و راغ
گر نگردد کوه اندوه تو میخ دامنم
جامی از سوز درون گشتم بسی روشن ضمیر
صیقل آیینه شد خاکستر این گلخنم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنم
غیر من تاری ندارد چون نگه پیراهنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2257
دیدهای داری چه میپرسی ز جیب و دامنم
چون حباب از شرم عریانی عرق پیراهنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2258
نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
نی تو گفتی عالمی در عشق او برهم زنم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1592
شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
از گرستن تر نگردد دامن پیراهنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5392
Sources
Persian text source: Ganjoor

