غزل شمارهٔ 62
Poet: Jami
Metre: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: ادنماندهست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست
11
داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست
فریاد که پیشت سر فریاد نمانده ست
22
در زمره عشقت دل آسوده نبینم
در کشور ظالم ده آباد نمانده ست
33
تا قاعده عشق تو شد بنده گرفتن
در دایره دهر یک آزاد نمانده ست
44
در بادیه عشق تو آن کعبه روم من
کش لنگ شده راحله و زاد نمانده ست
55
دل را غم عشق تو بود مایه شادی
در عهد تو کس را دل ناشاد نمانده ست
66
گفتی کنم از نامه گهی یاد تو دردا
کز بخت من آن وعده تو را یاد نمانده ست
77
از دولت شاگردی عشق تو زجامی
مانده ست غزلها که ز استاد نمانده ست
Sources
Persian text source: Ganjoor

