Toggle stanza 1
آن تندخو که آمد خون ریختن فن او
1

آن تندخو که آمد خون ریختن فن او

گر خون من نریزد خونم به گردن او

2

هر دم چرا نهد رو دامن به پشت پایش

چاک است جیب جانم از رشک دامن او

3

طاق رواق عیشم گردد چو گاه گاهی

بینم نشان به راهی از نعل توسن او

4

گر زان دو رخ گشاید برقع درون خانه

عکس مه و خور افتد بیرون ز روزن او

5

شبها چو دور ازان رخ بینم به ماه ترسم

کز برق آهم افتد آتش به خرمن او

6

هرچند تن چو مویی از درد توست عاشق

بی درد تو مبادا یک موی بر تن او

7

جامی تو را نبیند جز چشم روشن خود

بادا هزار رحمت بر چشم روشن او

Sources

Persian text source: Ganjoor