Toggle stanza 1
شب خیالت چو شود پردگی منظر چشم
1

شب خیالت چو شود پردگی منظر چشم

تا سحر از مژه مسمار زنم بر در چشم

2

چشمم از لعل تو شد حقه گوهر بخرام

تا به پای تو کشم حقه پرگوهر چشم

3

برقع زلف برانداز که بس تاریک است

بی مه طلعت تو منزل پر اختر چشم

4

گر خیال رخ تو شمع ندارد در پیش

به شبستان خیالت که شود رهبر چشم

5

دمبدم دل ز درون چشمه خون بگشاید

تا بشوید رقم غیر تو از دفتر چشم

6

بعد دیدار تو چون آتش شوقم سوزد

خیزدم صد علم نور ز خاکستر چشم

7

چشم من جمله دهان شد که خورد خاک درت

نیست جز خاک درت قوت دگر درخور چشم

8

مژه گر خشک وگر تر به رهت جاروبیست

می کشم زیر قدمهای تو خشک وتر چشم

9

جامی امشب که خیال لب او مهمان است

پر می لعل کن از شیشه دل ساغر چشم

Sources

Persian text source: Ganjoor