Toggle stanza 1
زآتش تب مه رخسار تو در تاب مباد
1

زآتش تب مه رخسار تو در تاب مباد

وز عرق لاله سیراب تو بی آب مباد

2

صبحگاهان ز صداعی که تب آرد به سرت

نرگس چشم جهان بین تو بی خواب مباد

3

تاب تبخاله نباشد لب شیرین تو را

داغ جانسوز تو جز بر دل احباب مباد

4

عیش سازان چو سحر جام صبوحی گیرند

ساغر عیش تو خالی ز می ناب مباد

5

غمزه بس قاتل آنان که فدای تو شوند

برسر کشته تو منت قصاب مباد

6

گوهر وصل تو در درج فلک نایاب است

سفله را دست براین گوهر نایاب مباد

7

چون دعای تو کند دفع بلا را جامی

غیر ابروی تواش قبله محراب مباد

Sources

Persian text source: Ganjoor