غزل شمارهٔ 231
Poet: Jami
Toggle stanza 1چه گویم کز فراقت چونم ای دوست
11
چه گویم کز فراقت چونم ای دوست
جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست
22
به زیر پای خود کردی سرم پست
رساندی پایه بر گردونم ای دوست
33
میان رهروان بودم فسانه
ز ره بردی به یک افسونم ای دوست
44
چنان از لعل میگون تو مستم
که فارغ از می گلگونم ای دوست
55
ز نقد عشق اگر خالی بود جیب
چه سود از گنج افریدونم ای دوست
66
کمم در حشمت و جاه از سگانت
ولیکن در وفا افزونم ای دوست
77
مگو جامی سگ این آستان نیست
مکن زین دایره بیرونم ای دوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

