غزل شمارهٔ 232
Poet: Jami
Toggle stanza 1دور از رخ تو چنانم ای دوست
11
دور از رخ تو چنانم ای دوست
کز هستی خود به جانم ای دوست
22
صبر از همه نیکوان توانم
لیک از تو نمی توانم ای دوست
33
خواهم که به روز وصل پیشت
غمنامه هجر خوانم ای دوست
44
پیش تو هنوز نارسیده
از کار فتد زبانم ای دوست
55
گفتی ز غمم دل تو چون است
دل پیش تو من چه دانم ای دوست
66
دامن مفشان ز من که خواهم
جان در قدمت فشانم ای دوست
77
جامی سر خود نهاده بر در
یعنی سگ آستانم ای دوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

