غزل شمارهٔ 232

Toggle stanza 1
دور از رخ تو چنانم ای دوست
1

دور از رخ تو چنانم ای دوست

کز هستی خود به جانم ای دوست

2

صبر از همه نیکوان توانم

لیک از تو نمی توانم ای دوست

3

خواهم که به روز وصل پیشت

غمنامه هجر خوانم ای دوست

4

پیش تو هنوز نارسیده

از کار فتد زبانم ای دوست

5

گفتی ز غمم دل تو چون است

دل پیش تو من چه دانم ای دوست

6

دامن مفشان ز من که خواهم

جان در قدمت فشانم ای دوست

7

جامی سر خود نهاده بر در

یعنی سگ آستانم ای دوست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor