غزل شمارهٔ 354
Toggle stanza 1چون خرامان قدت ای سرو دلارا بنگرم
11
چون خرامان قدت ای سرو دلارا بنگرم
صد سرت بینم به راه افتاده هر جا بنگرم
22
سوختم از شوق سرچند از حیا پیش افکنی
سربه بالا کن که سیر آن روی زیبا بنگرم
33
تا نه صد تن صف کشند از عاشقان مگشا نقاب
من کیم تا روی تو خواهم که تنها بنگرم
44
رفتی و گفتی که فردا دیدنم معلوم نیست
وانگر بهر خدا تا بخش فردا بنگرم
55
چون تو پیش آیی شوم حیران میان مرگ و زیست
کت بدین شکل کشنده ننگرم یا بنگرم
66
از هجوم ساجدان هرگز نشد فرصت مرا
تا به خاک ره نشانی زان کف پا بنگرم
77
چون دل جامی نبینم هیچ دل شیدای تو
گرچه حال یک به یک دلهای شیدا بنگرم
Sources
Persian text source: Ganjoor

