غزل شمارهٔ 27
Poet: Jami
Toggle stanza 1اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
نیست خاطر سوی تریاک و فسون مایل مرا
نیست تریاک و فسون من بجز جانان که ساخت
مهرش از صبح ازل در جان و دل منزل مرا
عمر در تحصیل وصلش رفت و آن حاصل نشد
وارهان ای هجر ازین تحصیل بی حاصل مرا
منزل او دور و بر من کوههای بار دل
کی تواند برد با این بارها محمل مرا
هستی من شد حجاب او بده ساقی شراب
تا کند از هستی من یک زمان غافل مرا
گر نگیرد دست من شاه عرب ای وای من
اینچنین کاندر عجم مانده ست پا در گل مرا
جامی آسا غرقه دریای عشق او شدم
هیچ ازین دریا مبادا روی در ساحل مرا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از بهار افزود شور عشق چون بلبل مرا
خامه مشق جنون گردید چوب گل مرا
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 158
می کشد هر دم ز بی تابی به جایی دل مرا
نیست چون ریگ روان آسایش منزل مرا
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 159
کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 160
Sources
Persian text source: Ganjoor

