Toggle stanza 1
ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیم
1

ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیم

وز لب لعل تو دندان طمع برکندیم

2

دور پرگار فلک رسم جدایی انگیخت

تا درین دایره کی باز به هم پیوندیم

3

کس گرفتار مبادا به ملاقات رقیب

نپسندیم به کس آنچه به خود نپسندیم

4

با تو بودیم چو تن همنفس جان یکچند

زنده اکنون به مددگاری آن یکچندیم

5

استینها ز دو ساعد بودت صره سیم

دست بگشای که بس مفلس و حاجتمندیم

6

نیست بهر غرضی بودن ما در کویت

با سگان تو به زنجیر ارادت بندیم

7

دی گذشتی به من و سایه سرو تو فتاد

ما چو جامی ز وصالت به همین خرسندیم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 225 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood