بخش 32
Poet: Jami
مردی به شخصی رسید و آغاز گله کرد که روا باشد که مرا نمی شناسی و رعایت حق من نمی کنی؟ آن شخص حیران ماند و گفت: از اینها که تو می گویی من خبری ندارم!
گفت: پدرم مادر تو را خواستگار کرده بوده است اگر وی را می خواست من برادر تو می بودم. آن شخص گفت: والله این خویشی است که سبب آن می شود که من از تو میراث برم و تو از من میراث بری.
گمان خام طمع آن بود که بر همه خلق
فریضه است که با وی شوند احسان سنج
چو خامی طمع او به پختگی نرسد
فتد ز تنگدلی در مضیق محنت و رنج
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج
چو راحتی نرسانی، مشو عذاب النج
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 407
به بوستان سخن مرغ طبع من اکثر
به هفت بیت شود نغمه ساز و قافیه سنج
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 9
به مهر و ماه فلک کودکیست بازی سنج
که کرده است به بازی ترازو از نارنج
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 137
درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 252
Sources
Persian text source: Ganjoor

