بخش 100 - تمثیل
Toggle stanza 1سگکی می شد استخوان به دهان
11
سگکی می شد استخوان به دهان
کرده ره بر کنار آب روان
22
بس که آن آب صاف و روشن بود
عکس آن استخوان در آب نمود
33
برد بیچاره سگ گمان که مگر
هست در آب استخوان دگر
44
لب چو بگشاد سوی آن به شتاب
استخوانش از دهان فتاد در آب
55
نیست را هستی توهم کرد
بهر آن نیست هست را گم کرد
Sources
Persian text source: Ganjoor

