بخش 38 - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام
Toggle stanza 1با پسر گفت پیری از همدان
11
با پسر گفت پیری از همدان
کای در اطوار کار خود همه دان
22
خویش را عمری آزمودستی
هیچگه ریش گاو بودستی
33
گفت با وی پسر که ای بابا
که بود ریش گاو گو با ما
44
گفت آن کس که بامداد پگاه
می نهد پا ز کنج خانه به راه
55
در دلش این هوس که بی رنجی
یابم امروز رایگان گنجی
66
چون به اینجا رساند پیر سخن
پسرش گفت در جواب که من
77
بوده ام ریش گاو تا هستم
ریش گاویست کار پیوستم
88
نیست جز ریش گاویم کاری
نیست از ریش گاویم عاری
Sources
Persian text source: Ganjoor

