غزل شمارهٔ 259

Poet: Hafez

Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

Rhyme: از

Poems with the same metre and rhyme: 15

Poetic form: Ghazal

English translation: Clarke
Toggle stanza 1
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
1
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
چه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نواز؟

Who, for the sight of the (true) Beloved, opened my eye, that one am I : O work-door, slave -cherisher ! what thanks to Thee, shall I utter ?

2
نیازمندِ بلا گو رخ از غبار مَشوی
که کیمیایِ مراد است، خاکِ کویِ نیاز

To the indigent man of calamity, say: " From dust, wash not thy face :" For the dust of the street of indigency is the alchemy of thy desire.

3
ز مشکلاتِ طریقت عِنان مَتاب ای دل!
که مردِ راه نَیَندیشد از نَشیب و فراز

O heart! from the difficulties of the path, turn not the rein : For, of descent and of ascent, reflecteth not the man of the Path.

4
طهارت ار نه به خونِ جگر کُنَد عاشق
به قولِ مُفتیِ عشقش درست نیست نماز

If with the blood of the liver, purification (in love) the lover (of God) make not, By the word of the mufti of love, not true is his prayer.

5
در این مقامِ مجازی به جز پیاله مگیر
در این سراچهٔ بازیچه، غیرِ عشق مَباز

In this illusory stage, save the cup (of love for God) take naught : In this house (the world), save love, a pastime play not.

6
به نیم‌بوسه دعایی بخر ز اهلِ دلی
که کِیدِ دشمنت از جان و جسم دارد باز

With a half kiss purchase a prayer from one of heart (one of vision ; a lover of God), That, from the enemy's malice, thee, soul and body may preserve.

7
فِکَنْد زمزمهٔ عشق در حجاز و عراق
نوایِ بانگِ غزل‌هایِ حافظ از شیراز

Love's murmur, into Hijaz and 'Irak, casteth The melody of the strain of the ghazals of Hafiz of Shiraz.

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

کجا بود من مدهوش را حضور نماز!

که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1127

به‌ کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز

در آب آینه‌، موجیست بی‌نشیب و فراز

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1711

زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز

زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 69

برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

هلا بیا شب لولی و کار هر دو بساز

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1201

به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1202

جزای نیک و بد خلق با خدای انداز

که دست ظلم نماند چنین که هست دراز

SaadiMawaʿizQitasشمارهٔ 143

گروهی از سر بی‌مغز بیخبر گویند

بریده به سر بدگوی تا نگوید راز

SaadiMawaʿizQitasشمارهٔ 144

خوشا سپیده‌دمی باشد آنکه بینم باز

رسیده بر سرِ الله اکبرِ شیراز

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 31 - در وصف شیراز

شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز

ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 32 - در لیلةالبراة فرموده‌است

سکوت معنویان را بیا و کار بساز

لباس مدعیان را بسوز و دور انداز

SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 181

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…