غزل شمارهٔ 416

Poet: Hafez

Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

Rhyme: اه

Poems with the same metre and rhyme: 13

Poetic form: Ghazal

English translation: Clarke
Toggle stanza 1
خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه
1
خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

Happy (is) the breeze, ambergris be-perfumed, a perfumed pastile, desired of heart, That, in desire of thee, arose early the morning !

2
دلیل راه شو ای طایر خجسته‌لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه

O bird of auspicious face (the murshid, perfect, excellent) ! the road-guide be : For, from desire of the dust of that court (of God), water hath become my eye.

3
به یاد شخصِ نزارم که غرقِ خونِ دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه

In recollection of my slender person, that is immersed in the blood (of grief) of the heart, The new (slender crescent) moon, from the quarter of the (ruddy) crepuscule, they regard.

4
منم که بی تو نفس می‌کشم، زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه؟

That one am I who, without thee, breathe. What shame ! Perchance, thou mayst pardon. If not, the excuse for sin is what ?

5
ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه

In love's path, from thy friends, learned The dawn, that desire rent the black under-garment.

6
به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ‌گل به جای گیاه

In love for thy (roseate) face, one day when, from this world, I depart, From my tomb, the red rose in place of green herbage, shall blossom.

7
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
که حافظ تو خود این لحظه گفت «بسم الله»

For me (Hafiz), give not grief (access) to thy tender heart ; For, this moment, thy Hafiz himself uttered bismi-llah (and in death departed).

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه

وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1751

ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

مرا مشاهده شد سر ثم وجه الله

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 837

سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه

اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 104

چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه

ز ذره ذره شنو لا اله الا الله

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2408

در بهشت گشادند در جهان ناگاه

خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 50 - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

یکی از ملوکِ عرب شنیدم که متعلّقان را همی‌گفت: مرسومِ فلان را چندان که هست مُضاعَف کنید که مُلازِمِ درگاه است و مترصّدِ فرمان؛ و دیگر خدمتکاران به لَهْو و لَعِب مشغول‌اند و در اَدایِ خدمت مُتَهاوِن.

صاحب‌دلی بشنید و فریاد و خروش از نِهادش بر آمد. پرسیدندش: چه دیدی؟ گفت: مراتبِ بندگان به درگاهِ خداوند، تَعالیٰ، همین مثال دارد.

SaadiGolestanباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 25

به جان رسید دل روشنم ز بخت سیاه

کند درازی شب عمر شمع را کوتاه

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6597

ز تاب شعشعه مهر سایه بهر پناه

سزد که بگسلد از شخص و پیش گیرد راه

UrfiQasideh-haشمارهٔ 47 - در منقبت علی علیه السلام

ز فیض گلشن روی تو چون شود آگاه

که سوزد آتش حسن تو بال مرغ نگاه

UrfiQasideh-haشمارهٔ 48 - تجدید مطلع

بحضرت تو مرا نسبتی است عرض کنم

بشرط آنکه کند خرده بین زبان کوتاه

UrfiQitʿatشمارهٔ 34 - لطف قیاس

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…