غزل شمارهٔ 165
Toggle stanza 1پروا اگر از عربده دوش نکردند
11
پروا اگر از عربده دوش نکردند
امشب چه خطر بود که می نوش نکردند
22
در تیغ زدن منت بسیار نهادند
بردند سر از دوش و سبکدوش نکردند
33
از تیرگی طره شبرنگ نظرها
پرواز در آن صبح بناگوش نکردند
44
داغ دل ما شعله فشان ماند به پیری
این شمع شب آخر شد و خاموش نکردند
55
روزی که به می زور و به نی شور نهفتند
اندیشه به کار خرد و هوش نکردند
66
گر داغ نهادند وگر درد فزودند
نازم که به هنگامه فراموش نکردند
77
خون می خورم از حسن که این گنج روان را
در کار تهیدستی آغوش نکردند
88
اکنون خطری نیست که تا پر نشد از دل
خود چاه زنخدان تو خس پوش نکردند
99
گر خود به غلامی نپذیرند گدا باش
بر در بزن آن حلقه که در گوش نکردند
1010
غالب ز تو آن باده که خود گفت نظیری
«در کاسه ما باده سرجوش نکردند»
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

