Toggle stanza 1
عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند
1

عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند

کدام مژده که آرند و از کجا آرند؟

2

ز دوستان نبود خوشنما درین هنگام

که وایه بهر گدای شکسته پا آرند

3

ز غم چنان شده ام مضمحل که اعدا را

سزد که گنج گهر بهر رونما آرند

4

نه روی خواستن از حق بود جز آنان را

که بنده وار همی طاعتش بجا آرند

5

نه بی رضای خدا کارها روان گردد

سپهر و انجم اگر ساز مدعا آرند

6

نماند ساز مرا هیچ نغمه همنفسان

جز آن که برشکنندش چو در نوا آرند

7

نخست عمر دگر خواهد از خدا غالب

اگر نوید پذیرایی دعا آرند

Sources

Persian text source: Ganjoor