غزل شمارهٔ 115
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
11
لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
غیر تمثال تو نقش ورق هوش مباد
22
نگهی کش به هزار آب نشویند ز اشک
محرم جلوه آن صبح بناگوش مباد
33
هوس چادر گل گر ته خاکم باشد
خاکم از نقش کف پای تو گلپوش مباد
44
وعده گردیده وفا طره پریشانی را
یارب امشب به درازی خجل از دوش مباد
55
غیر اگر دیده به دیدار تو محرم دارد
فارغ از انده محرومی آغوش مباد
66
گهری کش نظر از همت پاکان نبود
صرف پیرایه آن گردن و آن گوش مباد
77
هر که را رخت نمازی نبود از نم می
جای در حلقه رندان قدح نوش مباد
88
رهرو بادیه شوق سبک سیرانند
بار سر نیز درین مرحله بر دوش مباد
99
مفتیان باده عزیزست مریزید به خاک
جوشد از پرده دگر خون سیاووش مباد
1010
همه گر میوه فردوس به خوانت باشد
غالب آن انبه بنگاله فراموش مباد
Sources
Persian text source: Ganjoor

