غزل شمارهٔ 254
Toggle stanza 1در وصل دل آزاری اغیار ندانم
11
در وصل دل آزاری اغیار ندانم
دانند که من دیده ز دیدار ندانم
22
طعنم نسزد مرگ ز هجران نشناسم
رشکم نگزد خویشتن از یار ندانم
33
پرسد سبب بیخودی از مهر و من از بیم
در عذر به خون غلتم و گفتار ندانم
44
بوسم به خیالش لب و چون تازه کند جور
از سادگیش بی سبب آزار ندانم
55
هر خون که فشاند مژه در دل فتدم باز
خود را به غم دوست زیانکار ندانم
66
آویزش جعد از ته چادر بردم دل
آشفتگی طره به دستار ندانم
77
بوی جگرم می دهد از خون سر هر خار
شد پای که در راه وی افگار ندانم
88
زخم جگرم بخیه و مرهم نپسندم
موج گهرم جنبش و رفتار ندانم
99
نقد خردم سکه سلطان نپذیرم
جنس هنرم گرمی بازار ندانم
1010
غالب نبود کوتهی از دوست همانا
زان سان دهدم کام که بسیار ندانم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

