غزل شمارهٔ 40
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1محو کن نقش دویی از ورق سینه ما
محو کن نقش دویی از ورق سینه ما
ای نگاهت الف صیقل آیینه ما
وقف تاراج غم تست چه پیدا چه نهان
همچو رنگ از رخ ما، رفت دل از سینه ما
چه تماشاست ز خود رفته خویشت بودن
صورت ما شده کس تو در آیینه ما
عرصه بر الفت اغیار چه تنگ آمده است
خوش فرو رفته به طبع تو خوشا کینه ما
محتشم زاده اطراف بساط عدمیم
گوهر از بیضه عنقاست به گنجینه ما
نیست مستان ترا تفرقه بدر و هلال
باده مهتاب بود در شب آدینه ما
غالب امشب همه از دیده چکیدن دارد
خون دل بود مگر باده دوشینه ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روشن است از دل بی کینه ما سینه ما
گوهر ماست چراغ دل گنجینه ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 567
گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما
سبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 568
مشرق مهر بود سینه بی کینه ما
صاف چون صبح به آفاق بود سینه ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 569
آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما
نقش خود دیده در آیننه ز آیینه ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 54
Sources
Persian text source: Ganjoor

