غزل شمارهٔ 251
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1تا به کی صرف رضاجویی دلها باشم
11
تا به کی صرف رضاجویی دلها باشم
فرصتم باد کزین پس همه خود را باشم
22
گاهگاه از نظرم مست و غزلخوان بگذر
ور نه بر عهده من نیست که رسوا باشم
33
سخت جانان تو در پاس غم استاد خودند
شرر از من نجهد گر رگ خارا باشم
44
با دل چون تو ستمپیشه داورنشناس
چه کنم گر همه اندیشه فردا باشم؟
55
حسرت روی ترا حور تلافی نکند
آخر از تو به چه امید شکیبا باشم؟
66
هوش پرگارگشای ورق بیخبریست
گم شوم در خود و در نقش تو پیدا باشم
77
با چنین طاقتم آیا که برین داشت که من
طرف فتنه دلهای توانا باشم؟
88
در کنارم خز و ز آلایش دامن مهراس
تاب آن کو که ترا یابم و خود را باشم؟
99
همچو آن قطره که بر خاک فشاند ساقی
دورم از کنج لبت گر همه صهبا باشم
1010
قبله گمشدگان ره شوقم غالب
لاجرم منصب من نیست که یک جا باشم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

