غزل شمارهٔ 68
Toggle stanza 1چشمم از ابر اشکبارترست
11
چشمم از ابر اشکبارترست
از عرق جبهه بهارترست
22
گریه کرد از فریب و زارم کشت
نگه از تیغ آبدارترست
33
می برانگیزدش به کشتن من
دشمن از دوست غمگسارترست
44
دی مگر مست بوده ای کامروز
شکرم از شکوه ناگوارترست
55
ای که خوی تو همچو روی تو نیست
دیده از دل امیدوارترست
66
نو به دولت رسیده را نگرید
خطش از زلف مشکبارترست
77
طفلی و پر دلیر می شکنی
آه عهدی که استوارترست
88
همه عجز و نیاز می خواهند
زارتر هر که حق گزارترست
99
خسته از راه دور می آیم
پا ز تن پاره ای فگارترست
1010
شکوه از خوی دوست نتوان کرد
باده تند سازگارترست
1111
میرسد گر به خویشتن نازد
غالب از خویش خاکسارترست
Sources
Persian text source: Ganjoor

