Toggle stanza 1
چشمم از ابر اشکبارترست
1

چشمم از ابر اشکبارترست

از عرق جبهه بهارترست

2

گریه کرد از فریب و زارم کشت

نگه از تیغ آبدارترست

3

می برانگیزدش به کشتن من

دشمن از دوست غمگسارترست

4

دی مگر مست بوده ای کامروز

شکرم از شکوه ناگوارترست

5

ای که خوی تو همچو روی تو نیست

دیده از دل امیدوارترست

6

نو به دولت رسیده را نگرید

خطش از زلف مشکبارترست

7

طفلی و پر دلیر می شکنی

آه عهدی که استوارترست

8

همه عجز و نیاز می خواهند

زارتر هر که حق گزارترست

9

خسته از راه دور می آیم

پا ز تن پاره ای فگارترست

10

شکوه از خوی دوست نتوان کرد

باده تند سازگارترست

11

می‌رسد گر به خویشتن نازد

غالب از خویش خاکسارترست

Sources

Persian text source: Ganjoor