بخش 2 - مثنوی
Toggle stanza 1عاشقان ره به عشق میپویند
11
عاشقان ره به عشق میپویند
درس تنزیل عشق میگویند
22
از می عشق اگر چه بیخبرند
راه جانان به جان همی سپرند
33
از شراب الست مستانند
تا ابد جمله می پرستانند
44
از می شرق دوست مست شدند
همه در پای عشق پست شدند
55
خویشتن را ز دست از آن دادند
کاندر آن کوی رخت بنهادند
66
از می نیستی چو بیخبرند
راه عشقش بسر چگونه برند؟
77
عشق را رهگذر دل و جان است
اولش طعنه در دل و جان است
88
دلم این مستی از الست آورد
این طلب زان هوا به دست آورد
99
دوست آنجا نظر چو بر ما کرد
اثر آن ظهور پیدا کرد
1010
این صفا زان نظر پدید آمد
عشق را آنجا مگر پدید آمد
1111
آرزومند آن نظر ماییم
روز و شب اندرین تمناییم
1212
شده در هر دلیش پیوندی
کرده در پای هر یکی بندی
Sources
Persian text source: Ganjoor

