Toggle stanza 1
بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم
1

بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم

جام طرب کشیده‌ام، زآن به شتاب می‌روم

2

ساغری از می لبش دوش سؤال کرده‌ام

وقت سحر به کوی او بهر جواب می‌روم

3

از می ناب جَزَعَش گرچه خراب گشته‌ام

تا دهد از کرشمه‌ام باز شراب، می‌روم

4

بر سر خوان درد او درد بسی کشیده‌ام

تا کشم از دو لعل او بادهٔ ناب می‌روم

5

جذبهٔ حسن دلکشش می‌کشدم به سوی خود

از پی آن کشش دگر، همچو ذباب می‌روم

6

برقع تن ز شوق او پیش رخش گشادمی

لیک ز شرم روی او بسته نقاب می‌روم

7

در سر باده می‌کنم هستی خویش هر زمان

خاک رهم، رواست گر بر سر آب می‌روم

8

شحنهٔ عشق هر شبی بر کندم ز خواب خوش

در هوس خیال او باز به خواب می‌روم

9

شاید اگر هوای او می‌کشدم، که در رهش

بر سر آب چشم خود همچو حباب می‌روم

10

بیخود اگر ز صومعه بر در میکده روم

گر تو خطا گمان بری راه صواب می‌روم

11

نیست مرا ز خود خبر، بیش ازین که: در جهان

مست و خراب آمدم، مست و خراب می‌روم

Sources

Persian text source: Ganjoor