Toggle stanza 1
خوشا دردی که درمانش تو باشی
1
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهی که پایانش تو باشی
2
خوشا چشمی که رخسار تو بیند
خوشا مُلکی که سلطانش تو باشی
3
خوشا آن دل که دلدارش تو گردی
خوشا جانی که جانانش تو باشی
4
خوشی و خرمی و کامرانی
کسی دارد که خواهانش تو باشی
5
چه خوش باشد دل امیدواری
که امید دل و جانش تو باشی
6
همه شادی و عشرت باشد ای دوست
در آن خانه که مهمانش تو باشی
7
گل و گلزار خوش آید کسی را
که گلزار و گلستانش تو باشی
8
چه باک آید ز کس آن را که او را
نگهدار و نگهبانش تو باشی
9
مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی
10
مشو پنهان از آن عاشق که پیوست
همه پیدا و پنهانش تو باشی
11
برای آن به تَرکِ جان بگوید
دل بیچاره تا جانش تو باشی
12
عراقی طالب درد است دایم
به بوی آنکه درمانش تو باشی

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor