Toggle stanza 1
چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
1

چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی

ندیم و مونس و یارم تو باشی

2

دل پر درد را درمان تو سازی

شفای جان بیمارم تو باشی

3

ز شادی در همه عالم نگنجم

اگر یک لحظه غمخوارم تو باشی

4

ندارم مونسی در غار گیتی

بیا، تا مونس غارم تو باشی

5

اگر چه سخت دشوار است کارم

شود آسان، چو در کارم تو باشی

6

اگر جمله جهانم خصم گردند

نترسم، چون نگهدارم تو باشی

7

همی نالم چو بلبل در سحرگاه

به بوی آنکه گلزارم تو باشی

8

چو گویم وصف حسن ماهرویی

غرض زان زلف و رخسارم تو باشی

9

اگر نام تو گویم ور نگویم

مراد جمله گفتارم تو باشی

10

از آن دل در تو بندم، چون عراقی

که می‌خواهم که دلدارم تو باشی

Sources

Persian text source: Ganjoor