غزل شمارهٔ 163
Toggle stanza 1هیهات! کزین دیار رفتم
11
هیهات! کزین دیار رفتم
ناکرده وداع یار رفتم
22
چه سود قرار وصل جانان؟
اکنون که من از قرار رفتم
33
چون خاک در تو بوسه دادم
با دیدهٔ اشکبار رفتم
44
بگذاشتم، ای عزیز چون جان،
دل نزد تو یادگار رفتم
55
زنهار! دل مرا نگهدار
چون من ز میان کار رفتم
66
بردند به اضطرارم، ای دوست،
زین جا نه به اختیار رفتم
77
غم خواره و مونسم تو بودی
بیمونس و غمگسار رفتم
88
از خلق کریم تو ندیدم
یک عهد چو استوار، رفتم
99
چون از لب تو نیافتم کام
ناکام به هر دیار رفتم
1010
نایافته مرهمی ز لطفت
دل خسته و جان فگار رفتم
1111
شکرانه بده، که از در تو
چون محنت روزگار رفتم
1212
تو خرم و شاد و کامران باش
کز شهر تو سوگوار رفتم
1313
در قصهٔ درد من نگه کن
بنگر که چگونه زار رفتم
Sources
Persian text source: Ganjoor

