Toggle stanza 1
هیهات! کزین دیار رفتم
1

هیهات! کزین دیار رفتم

ناکرده وداع یار رفتم

2

چه سود قرار وصل جانان؟

اکنون که من از قرار رفتم

3

چون خاک در تو بوسه دادم

با دیدهٔ اشکبار رفتم

4

بگذاشتم، ای عزیز چون جان،

دل نزد تو یادگار رفتم

5

زنهار! دل مرا نگه‌دار

چون من ز میان کار رفتم

6

بردند به اضطرارم، ای دوست،

زین جا نه به اختیار رفتم

7

غم خواره و مونسم تو بودی

بی‌مونس و غمگسار رفتم

8

از خلق کریم تو ندیدم

یک عهد چو استوار، رفتم

9

چون از لب تو نیافتم کام

ناکام به هر دیار رفتم

10

نایافته مرهمی ز لطفت

دل خسته و جان فگار رفتم

11

شکرانه بده، که از در تو

چون محنت روزگار رفتم

12

تو خرم و شاد و کامران باش

کز شهر تو سوگوار رفتم

13

در قصهٔ درد من نگه کن

بنگر که چگونه زار رفتم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور