Toggle stanza 1
بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
1

بازم از غصه جگر خون کرده‌ای

چشمم از خونابه جیحون کرده‌ای

2

کارم از محنت به جان آورده‌ای

جانم از تیمار و غم خون کرده‌ای

3

خود همیشه کرده‌ای بر من ستم

آن نه بیدادی است کاکنون کرده‌ای

4

زیبد ار خاک درت بر سر کنم

کز سرایم خوار بیرون کرده‌ای

5

از من مسکین چه پرسی حال من؟

حالم از خود پرس: تا چون کرده‌ای؟

6

هر زمان بهر دل مجروح من

مرهمی از درد معجون کرده‌ای

7

چون نگریم زار؟ چون دانم که تو

با عراقی دل دگرگون کرده‌ای

Sources

Persian text source: Ganjoor