غزل شمارهٔ 270
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1لقد فاح الربیع و دار ساقی
11
لقد فاح الربیع و دار ساقی
وهب نسیم روضات العراق
22
صبا بوی عراق آورد گویی
که خوش گشت از نسیم او عراقی
33
الا یا حبذا! نفحات ارض
جوی المشتاق یشفی باشتیاق
44
دریغا! روزگار نوش بگذشت
ندیمم بخت بود و یار ساقی
55
بلیت ان صبحی بالبلایا
الاق مرور ایام التلاقی
66
ز جور روزگار ناموافق
جدا گشتم ز یاران وفاقی
77
ادر، یا ایها الساقی، ارحنی
زمانا من خمار الافتراق
88
دلم را شاد کن، ساقی، که نگذاشت
جدایی بر من از غم هیچ باقی
99
و عل لعل لطیفی نار قلبی
و قلبی من تراکم فی احتراق
1010
بده جامی، که اندر وی ببینم
جمال دوستان هم وثاقی
1111
جرعت من التفرق کل یوم
و اجریت الدموع من الماقی
1212
بنال، ای دل، ز درد و غم که پیوست
گرفتار غم و درد فراقی
1313
الا یا اهل العراق، تحذ قلبی
الیکم و اشتمل من اشتیاقی
1414
عراقی، خوش بموی و زار بگری
که در هندوستان از جفت طاقی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

