Toggle stanza 1
پشت بر روزگار باید کرد
1
پشت بر روزگار باید کرد
روی در روی یار باید کرد
2
چون ز رخسار پرده برگیرد
در دمش جان نثار باید کرد
3
پیش شمع رخش چو پروانه
سوختن اختیار باید کرد
4
از پی یک نظاره بر در او
سال‌ها انتظار باید کرد
5
تا کند یار روی در رویت
دلت آیینه‌وار باید کرد
6
تات در بوته‌زار بگدازد
قلب خود را عیار باید کرد
7
تا نهد بر سرت عزیزی پای
خویش، چون خاک خوار باید کرد
8
ور تو خود را ز خاک به دانی
خود تو را سنگسار باید کرد
9
تا دهی بوسه بر کف پایش
خویشتن را غبار باید کرد
10
دشمنی کت ز دوست وا دارد
زودت از وی فرار باید کرد
11
ور ز چشمت نهان بود دشمن
پس دو چشمت چهار باید کرد
12
دشمن خود تویی، چو در نگری
با خودت کارزار باید کرد
13
چون عراقی ز دست خود فریاد
هر دمت صدهزار باید کرد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor