غزل شمارهٔ 1564
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
طبع خاموشان به نور شرم روشن میشود
درچراغ حسن گوهر آب روغن میشود
پای آزادان به زنجیر علایق بند نیست
نام را نقش نگینها چین دامن میشود
گر چنین دارد نگاه بیتمیزان انفعال
رفته رفته حسن هم آیینه دشمن میشود
قهر یک رنگان دلیل انقلاب عالم است
از فساد خون خلل در کشور تن میشود
شرم این دریا زبان موج ما کوتاه کرد
بال پرواز از تری وقف تپیدن میشود
جامهٔ فتحی چوگرد عجز نتوان یافتن
پیکر موج از شکست خویش جوشن میشود
با همه آسودگی دلها امل آوارهاند
شوخی موج اینگهرها را فلاخن میشود
در بساط جلوه ناموس تپشهای دلم
حیرت آیینه بار خاطر من میشود
گوهر ازگرد یتیمی در حصار آبروست
فقر در غربت چراغ زیر دامن میشود
گر چنین پیچد به گردون دود دلهای کباب
خانهٔ خورشید هم محتاج روزن میشود
جلوهٔ هستی ز بس کمفرصتی افسانه است
چشم تا بندند دیدنها شنیدن میشود
بیدل از تحصیل دنیا نیست حاصل جز غرور
دانه را نشو و نما رگهای گردن میشود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روح چون تنپرور افتد عاقبت تن میشود
آب در آهن چو لنگر کرد آهن میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2714
سینهام از درد و داغ عشق روشن میشود
آنچه زنگ دیگران، آیینهٔ من میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2715
در چراغ دیدهٔ من آب روغن میشود
بخت چون باشد چراغ از آب روشن میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2716
آتش شوق طلب آنجا که روشن میشود
گر همه مژگان به هم آریم دامن میشود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1563
هر کجا شمع تماشای تو روشن میشود
از زمین تا آسمان آیینه خرمن میشود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1565
Sources
Persian text source: Ganjoor

