غزل شمارهٔ 5

Toggle stanza 1
کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
1
کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
2
ساقی‌امشب‌چه‌جنون ریخت‌به‌پیمانهٔ هوش
که شکستم به دل از قلقل مینا، مینا
3
محو اوگشتم و رازم به ملاء توفان‌کرد
هست حیرانی عاشق لب‌گویا،‌گویا
4
داغ معماری اشکم‌که به یک لغزیدن
عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا
5
دردعشقم من و خلوتگه رازم وطن است
گشته‌ام اینقدر از نالهٔ رسوا، رسوا
6
نذر آوارگی شوق هوایت دارم
مشت خاکی‌که دهد طرح به‌صحرا، صحرا
7
دل آشفتهٔ ما را سر مویی دریاب
ای سرموی توسرکوب ختنها تنها
8
دور انسان به میان دو قدح مشترک است
تا چه اقبال‌کند جام لدن یا دنیا
9
تا تقاضا به میان آمده‌، مطلب رفته‌ست
نیست غیر ازکف افسوس طلبها، لبها
10
بیدل این نقد به تاراج غم نسیه مده
کار امروزکن امروز، ز فردا، فردا

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor