غزل شمارهٔ 110
Toggle stanza 1کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را
کی شمارم پخته وضع زاهدان خام را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 40
ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 13
ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 14
گل نزد آبی بر آتش بلبلِ خودکام را
نیست غیر از ناامیدی حاصلی ابرام را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 112
نیست از روی زمین سیری دل خود کام را
حرص می گردد زیاد از خاک، چشم دام را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 113
نیست فرق از تن دل افسرده خودکام را
رنگ برگ خویش باشد میوه های خام را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114
کردهام بر خود گوارا تلخیِ دشنام را
دیدهام در عینِ ناکامی جمالِ کام را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 115
نیست از دردِ غریبی چون گهر پروا مرا
بِستر از گَردِ یتیمی بود در دریا مرا
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 117
غوطه در گُل داده بود اندیشهٔ دنیا مرا
نالهٔ نی شد دلیلِ عالمِ بالا مرا
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 118
بوی وصلتگر ببالاند دل ناکام را
صحن اینکاشانه زیر سایهگیرد بام را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 108

