بخش 2 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1گفت یک روزی همایی میپرید
11
گفت یک روزی همایی میپرید
لشکر محمود هرکورا بدید
22
سر بسر در سایهٔ او تاختند
خویش را بر یکدیگر انداختند
33
تا ایاز آمد بر مقصود شد
در پناه سایهٔ محمود شد
44
پس دران سایه میان خاک راه
هر زمان در سر بگشتی پیش شاه
55
آن یکی گفتش که ای شوریده رای
نیست آنجا سایهٔ پرهمای
66
گفت سلطانم همای من بسست
سایهٔ او رهنمای من بسست
77
چون بدانستم که کار اینست و بس
در دو عالم روزگار اینست و بس
88
سر نپیچم هرگز از درگاه او
میروم بی پاو سر در راه او
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

