شمارهٔ 4
Poet: Attar
Toggle stanza 1بر دل گرهی بستم و بر جان باری
بر دل گرهی بستم و بر جان باری
و افتاد بر آن گره، گره بسیاری
پوشیده نمانَد سرِ مویی کاری
گر باز شود این گرهم یک باری
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
* هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری
تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 70
از کوزهگری کوزه خریدم باری
آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 159
هان کوزهگرا بپای اگر هشیاری
تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 177
چون فارغی ای دوست ز هر اسراری
چندین چه خوری بیهُده هر تیماری؟
KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 46
ای داده مرا به خواب در بیداری
آسان شده در دلم همه دشواری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1721
ای داده مرا چو عشق خود بیداری
وین شمع میان این جهان تاری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1722
ای دام هزار فتنه و طراری
یارب تو چه فتنهها که در سر داری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1723
ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری
باری میکن به مفلسی اقراری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1731
ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
جز مستی و جز شنگی و جز خماری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1737
بد میکنی و نیک طمع میداری
هم بد باشد سزای بدکرداری
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1796
Sources
Persian text source: Ganjoor

