شمارهٔ 84
Poet: Attar
Toggle stanza 1شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
11
شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
باری بکنم به کام دل ماتمِ خویش
22
ای کاش سرم میببریدی هر دم
تا بر زانو نهادمی در غمِ خویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش
از دیدهٔ این و آن چه جویی نم خویش
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 225
ای کرده شب باز پسین ماتم خویش
گِل کرده، زمین ز دیدهٔ پر نم خویش
AttarMukhtar-namehباب بیست و پنجم: در مراثی رفتگانشمارهٔ 15
گر عقل تو کامل است کم خور غم خویش
هرکس را عالمی و تو عالم خویش
AttarMukhtar-namehباب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردنشمارهٔ 35
Sources
Persian text source: Ganjoor

