شمارهٔ 31
Poet: Attar
Toggle stanza 1دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
میشد چو مرا بدید در غرقابی
گفتا که برِ تو خواهم آمد فردا
گفتم:اگر امشبم ببینی خوابی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای در دل هر کسی ز مهرت تابی
وی از تو تضرعی بهر محرابی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1725
بیآتش عشق تو نخوردم آبی
بینقش خیال تو ندیدم آبی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1804
یک شفتالو از آن لبِ عَنّابی
پُر کرد جهان ز بویِ سیب و آبی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1994
در پیش خودم همی کنی آنجابی
پس در عقبم همی زنی پرتابی
SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 382
از عشق تو در جگر ندارم آبی
چون بنشانم ز آتش دل تابی
AttarMukhtar-namehباب بیست و هشتم: در امیدواری نمودنشمارهٔ 14
بر هر وجهی که بستهٔ اسبابی
مرگت کند آگه که کنون در خوابی
AttarMukhtar-namehباب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردنشمارهٔ 21
هر کس که ز زلف تو ندارد تابی
از چشمهٔ خضر تو نیابد آبی
AttarMukhtar-namehباب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق بهشمارهٔ 30
Sources
Persian text source: Ganjoor

