مناجات رابعه با خداوند

Toggle stanza 1
رابعه گفتی که ای دانای راز
1

رابعه گفتی که ای دانای راز

دشمنان را کار دنیا می‌بساز

2

دوستان را آخرت ده بردوام

زانک من زین کار آزادم مدام

3

گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم

کم غمم گر یک دمت مونس شوم

4

بس بود این مفلسی از تو مرا

زانک دایم تو بسی از تو مرا

5

گر بسوی هر دو عالم بنگرم

یا به جز تو هیچ خواهم، کافرم

6

هرکرا او هست، کل او را بود

هفت دریا زیر پا او را بود

7

هرچ بود و هست و خواهد بود نیز

مثل دارد، جز خداوند عزیز

8

هرچ را جویی جزو یابی نظیر

اوست دایم بی‌نظیر وناگزیر

Sources

Persian text source: Ganjoor