مناجات رابعه با خداوند
Toggle stanza 1رابعه گفتی که ای دانای راز
11
رابعه گفتی که ای دانای راز
دشمنان را کار دنیا میبساز
22
دوستان را آخرت ده بردوام
زانک من زین کار آزادم مدام
33
گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم
کم غمم گر یک دمت مونس شوم
44
بس بود این مفلسی از تو مرا
زانک دایم تو بسی از تو مرا
55
گر بسوی هر دو عالم بنگرم
یا به جز تو هیچ خواهم، کافرم
66
هرکرا او هست، کل او را بود
هفت دریا زیر پا او را بود
77
هرچ بود و هست و خواهد بود نیز
مثل دارد، جز خداوند عزیز
88
هرچ را جویی جزو یابی نظیر
اوست دایم بینظیر وناگزیر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

